کتاب الغارات به قلم ابراهیم بن محمد بن سعید بن هلال ثقفی کوفی از جمله کتابهای معتبر و کهن شیعه است که بارها به زبان فارسی ترجمه شدهاست. اثر حاضر تحت عنوان ترجمه الغارات به مقدمه حجتالاسلام علیرضا پناهیان مزین شدهاست و از دو و نیم سال پایانی حکومت حضرت علی (ع)، غارتهای معاویه و تلاش او برای تخریب چهره حضرت سخن میگوید.
درک بسیاری از ما از حکومت حضرت علی (ع) به دو سال اولیه حکومت حضرت و سه جنگ جمل، صفین و نهروان محدود شده است. این در حالی است که حضرت چهار سال و نیم حکومت کردند و دو سه سال پایانی حکومت حضرت که به شهادت ایشان منتهی میشود سراسر فراز و فرود است، داستان و ماجراست، غماست و افسوس است و ... .
رازگشایی از تمام اسرار تاریخ صدر اسلام در نیمه دوم حکومت امام علی (ع) است. این دوره، دورهای است که دیگر کسی از فرمان امیرالمومنین (ع) اطاعت نمیکرد و غارتهای متفاوت معاویه و سربازان او در سراسر ممالک اسلامی امیرالمومنین (ع) را به ستوه آورده بود. این دوران به علت ابتلا به غارتهای متعدد به الغارات مشهور شدهاست. نوع جهاد در دوران غارات با سه جنگ دیگر حضرت هم متفاوت بود؛ مردمی که به شیوه مدیریت خلفای سابق عادت کرده بودند، در جمل و صفین با حضرت همراهی کردند. اما هنگامی که در ماجرای حکمیت دیدند حضرت آنها را به کاری مجبور نمیکند و یا با ابزار پول و قبیلهگرایی آنها را به انجام کاری سوق نمیدهد، فهمیدند که میشود روی حرف حضرت حرف زد و به دستورات ایشان عمل نکرد. این عدم احساس مسئولیت در کنار عدم ولایتپذیری دوران الغارات را شکل داد.
کتاب حاضر با تشریح کامل این دوران از خون دل حضرت میگوید که لعلِ ولایتمداری و مسئولیتپذیری اجتماعی را به آیندگان تقدیم میکند. این کتاب در مقدمه خود از فضای حاکم بر جامعه پس از جنگ نهروان میگوید. این فصل ابتدا به رابطه مردم با امیرالمومنین بعد از جنگ نهروان میپردازد. سپس از به بازگشت از نهروان به کوفه بر خلاف نظر امام میپردازد و از تلاش امیرالمومنین برای آماده شدن دوباره مردم برای جنگ با شامیان میگوید.
جاسوسان خبر انتصاب مالک اشتر به فرمانداری مصر را به اطلاع معاویه رساندند. به همین جهت او پیامی به یکی از ماموران مالیاتی مورد وثوقش فرستاد و با وعده معافیت مالیاتی او را به شهادت مالک تشویق کرد. معاویه نیز به مردم شام میگفت: «ای مردم علی مالک اشتر را به مصر فرستاده است، از خدا بخواهید که شما را از شر او حفظ کند. اینها گوشهای از تلاشهای معاویه برای تصرف مصر است. همچنین تلاش برای تصرف بصره از دیگر موضوعات مطرح شده در این فصل میباشد.
دزدی حاکم فارس از بیتالمال، فرار فرماندار کَسَر به سمت معاویه، فرار حاکم منطقه ری و نجاشی شاعر به سوی معاویه شورش گروهی از خوارج و خریت بن راشد از دیگر حوادث اعجاب برانگیز دوران حکومت حضرت است که در فصلهای دوم و سوم به آنها پرداخته شدهاست.
حضرت امیر (ع) به عنوان حاکم اسلامی از شئون و اختیاراتی برخوردار بودند. گرفتن زکات، در دست گرفتن حج، انتصاب امیر برای مناطق مختلف از جمله شئونات حاکم است. معاویه با تلاش برای تصاحب این شئون و حتی انتصاب امیر برای مناطق مختلف حکومت حضرت به تخریب چهره حضرت پرداخت. همچنین غارات سرسپردگان معاویه کار را برای حضرت بسیار سخت کرد تا جایی که حضرت در خطبهای برای جمعآوری نیرو، وقتی که خبر غارتهای بسر بن اراطاه به کوفه رسید، چنین میفرمایند:
«همانا از نشانههای ذلت و خواری مسلمانان و از بین رفتن دین آن است که پسر ابوسفیان اراذل و اشرار را فرامیخواند و آنها او را اجابت میکنند و من شما را که مردمی با فضیلت و نیک هستید فرامیخوانم و شما خدعه کرده و اجابت نمیکنید. این عمل عمل اهل تقوا نیست!»
این مطالب در فصلهای چهارم و پنجم واکاوی شدهاند.
دو فصل پایانی کتاب نیز به عواقب رفتار نابخردانه مردم و عدم ولایتپذیری آنها اشاره میکند و مختصری از سیرهنامه حضرت را مرور میکند.